جوشکاری TIG (گاز بی اثر تنگستن) به طور گسترده ای نسبت به جوشکاری MIG (گاز بی اثر فلزی) ، حتی برای سازندگان باتجربه ، برای استاد نیز چالش برانگیز تر در نظر گرفته می شود. شکاف در دشواری ناشی از تفاوت های اساسی در نحوه کار هر فرآیند- از هماهنگی فیزیکی مورد نیاز به دقت مورد نیاز برای کنترل متغیرها است. در زیر تفصیل مفصلی در مورد اینکه چرا TIG از MIG مهارت ، تمرکز و تمرین بیشتری می طلبد ، آورده شده است.
TIG به دو -} دست هماهنگی دست نیاز دارد که MIG ندارد ، و یک لایه از پیچیدگی فیزیکی اضافه می کند. در جوشکاری MIG ، این فرآیند ساده شده است: جوشکار یک مشعل را با یک دست نگه می دارد ، که به طور خودکار یک الکترود سیم مداوم (به عنوان هادی پرکننده و قوس) تغذیه می کند. این امر از طرف دیگر برای ثابت نگه داشتن قطعه کار یا تنظیم گیره ها آزاد می شود. در مقابل ، TIG یک عملیات دستی دو {4} است. جوشکار باید مشعل TIG را با یک دست ثابت نگه دارد تا یک قوس پایدار حفظ شود ، در حالی که از دست دیگر برای تغذیه دستی میله پرکننده جداگانه در استخر جوش استفاده می کند. این تمرکز تقسیم-} کنترل زاویه مشعل ، طول قوس و سرعت سفر با یک دست ، در حالی که افزودنیهای میله پرکننده زمان با دیگری- مهارت های حرکتی دقیقی را می طلبد. یک لرزش جزئی در هر دو دست می تواند قوس را مختل کند یا توزیع پرکننده ناهموار را ایجاد کند و منجر به نقصی مانند دور سرد یا تخلخل شود. عملکرد دستی MIG {11 {}} این چالش هماهنگی را از بین می برد و آن را برای مبتدیان بسیار شهودی تر می کند.
TIG خواستار کنترل محکم تر بر قوس و گرما است و فضای کمتری برای خطا در پارامترها دارد. قوس TIG ظریف و بسیار حساس به تنظیمات کوچک است. فاصله بین الکترود تنگستن و قطعه کار (طول قوس) باید به طور معمول 1/16 تا 1/8 اینچ نگه داشته شود. قوس طولانی تر ورودی گرما را تضعیف می کند و باعث همجوشی ناقص می شود. یک قوس کوتاه تر خطر لمس کردن قطعه کار ، آلوده کردن تنگستن و خراب کردن جوش را دارد. با این حال ، میگ از یک قوس "خرد کننده" استفاده می کند که بخشنده تر است: الکترود سیم به طور مداوم تغذیه می کند و تغییرات جزئی در فاصله مشعل تأثیر کمتری بر روی گرما دارد. TIG همچنین برای مطابقت با ضخامت مواد به کنترل حرارتی دقیق (از طریق آمپراژ) نیاز دارد. به عنوان مثال ، جوشکاری 0.030-}} اینچ آلومینیوم 50-70 آمپر- خیلی کم است و فلز ذوب نمی شود. بیش از حد و استخر جوش از بین می رود. میزان رسوب بالاتر میگ و سیم با تغذیه خودکار باعث ایجاد یک منطقه حرارتی با ثبات تر می شود و نیاز به تنظیمات دقیقه را کاهش می دهد.
TIG به مراتب کمتر بخشنده از مواد مناسب است -} up و سطح ، نیاز به pre - کمال جوش است. برای تولید جوش های تمیز TIG ، اتصالات باید با تحمل های محکم (شکاف های زیر 0.010- اینچ) برش داده شوند و از همه آلاینده ها-} روغن ، زنگ زدگی ، رنگ یا حتی روغن انگشت. یک قسمت از خاک می تواند باعث ایجاد سوراخ در جوش شود ، در حالی که یک مفصل نادرست ممکن است منجر به نفوذ ناهموار شود. در مقابل ، میگ در شرایط کمتری شکوفا می شود: ورودی گرمای بالاتر آن آلودگی های جزئی را می سوزاند ، و سیم های سیم که به طور مداوم تغذیه می شوند ، شکاف های کوچک (حداکثر 1/16 {11} اینچ) را بدون شکست. برای اپراتورهای TIG ، این به معنای گذراندن زمان بسیار بیشتر در 12- آماده سازی جوشکاری ، تمیز کردن و بسته بندی قبل از حتی یک قوس است. جوشکار MIG اغلب می تواند در عرض چند دقیقه از راه اندازی ، جوشکاری را شروع کند ، در حالی که یک جوشکار TIG ممکن است 10 تا 15 دقیقه برای تهیه همان مفصل برای جلوگیری از نقص بگذرد.
TIG نیاز به تسلط بر تکنیک میله پرکننده ، مهارتی که معادل مستقیم در MIG وجود ندارد. در MIG ، مواد پرکننده (سیم) به طور خودکار با سرعت ثابت تغذیه می شود و با قوس هماهنگ می شود. جوشکار فقط باید روی حرکت مشعل تمرکز کند. TIG اما به تغذیه میله پرکننده دستی متکی است: اپراتور باید دقیقاً در لحظه مناسب ، با فشار مناسب و با سرعتی که با سرعت سفر قوس مطابقت دارد ، میله را در استخر جوش فرو کند. تغذیه خیلی زود می تواند استخر را خنک کرده و باعث همجوشی سرد شود. تغذیه خیلی دیر شکاف. میله همچنین باید با زاویه ای دقیق (به طور معمول 15-30 درجه از قطعه کار) نگه داشته شود تا از لمس الکترود تنگستن جلوگیری شود. این "زمان پرکننده" یک مهارت ظریف است که ماه ها طول می کشد تا توسعه یابد. حتی جوشکارهای با تجربه MIG اغلب در ابتدا با آن مبارزه می کنند ، زیرا MIG نیاز به چنین کنترل پرکننده دستی را از بین می برد.
سرعت آهسته تر TIG تأثیر اشتباهات را تقویت می کند و خواستار تمرکز پایدار است. جوش های MIG نسبتاً سریع هستند: یک درز 12- اینچ در 1/8-} فولاد ممکن است 30 ثانیه طول بکشد ، با خطا (مانند یک قوس کوتاه قوس) که اغلب در مهره جوش پنهان شده است. در مقابل ، TIG در کسری از سرعت 2-3 دقیقه برای همان درز حرکت می کند. هر اشتباه کوچک (یک مشعل لرزان ، یک میله پرکننده ناخوشایند) در جوش یخ زده می شود ، به عنوان یک موج دار ، سوراخ سوراخ یا زیرپوش قابل مشاهده است. این بدان معناست که اپراتورهای TIG باید برای مدت طولانی تر تمرکز شدید داشته باشند و جایی برای حواس پرتی ندارند. افت لحظه ای که در MIG بدون توجه به آن می رسد ، می تواند کل جوش Tig را خراب کند و نیاز به سنگ زنی وقت گیر و کار مجدد دارد.
TIG شامل متغیرهای بیشتری برای نظارت بر مبتدیان همزمان و بیش از حد است. جوشکارهای MIG در درجه اول سرعت و ولتاژ خوراک سیم را تنظیم می کنند ، در حالی که بیشتر دستگاه ها از پیش تنظیم کننده مواد مشترک را ارائه می دهند. با این حال ، اپراتورهای TIG باید ردیابی و تنظیم کنند: طول قوس ، آمپراژ ، زاویه مشعل ، سرعت سفر ، سرعت میله پرکننده ، جریان گاز محافظ و حتی جریان- جریان (گاز آرگون که پس از جوشکاری برای محافظت از تنگستن داغ ادامه می یابد). به عنوان مثال ، متوقف کردن قوس خیلی ناگهانی بدون اجازه دادن به جریان- جریان کامل می تواند باعث اکسیداسیون در جوش شود. مجموعه متغیر ساده تر MIG (سرعت سیم ، ولتاژ) بار شناختی را کاهش می دهد و به مبتدیان اجازه می دهد تا روی اصول حرکت مشعل تمرکز کنند.
منحنی یادگیری TIG به دلیل دید نقص و نیاز به جوش های "تمیز" تندتر است. جوش های TIG از نظر بصری متمایز هستند - با یک مهره یکنواخت و یکنواخت که هیچ جایی برای پنهان کردن اشتباهات باقی نمی گذارد. تخلخل ، زیربند یا همجوشی ناهموار بلافاصله آشکار است ، حتی برای چشم های آموزش دیده. جوش های MIG ، در حالی که قوی هستند ، در بسیاری از برنامه ها از نظر بینایی کمتری دارند. بی نظمی های جزئی اغلب یکپارچگی ساختاری را به خطر نمی اندازند. این بدان معناست که اپراتورهای TIG نه تنها باید جوش های قوی تولید کنند بلکه از نظر زیبایی شناسی کامل-} یک استاندارد بالاتر که نیاز به تمرین بیشتر دارد. جوشکار MIG مبتدی می تواند در طی چند ساعت یک جوش عملکردی (اگر نه زیبا) تولید کند ، در حالی که یک جوشکار TIG مبتدی ممکن است هفته ها را صرف تسلط حتی ظاهر مهره ای کند.
به طور خلاصه ، جوشکاری TIG از MIG سخت تر است زیرا هماهنگی فیزیکی ، کنترل دقیق پارامتر ، آماده سازی دقیق Pre - آماده سازی جوش ، و تکنیک پرکننده دستی- همه در حالی که جایی برای خطا باقی نمی ماند. MIG این چالش ها را از طریق اتوماسیون ساده می کند (Auto {3} سیم تغذیه شده) ، پارامترهای بخشش و تحمل برای شرایط ناقص. در حالی که دشواری TIG باعث می شود که برای مبتدیان مرعوب کننده باشد ، با دقت آن به اپراتورهای ماهر با کیفیت بی نظیر-}} تبدیل می شود و آن را به عنوان فرایند انتخاب برای برنامه هایی که کمال بیشترین اهمیت را دارد ، می کند.





